محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1186

تاريخ الطبرى ( فارسي )

عبد الله بن ابى نجيح گويد : وقتى پيمبر سپاه خويش را از ذى طوى تقسيم كرد به زبير گفت با گروهى از كسان از كدى وارد شود و زبير بر پهلوى راست سپاه بود و سعد بن عباده را گفت تا با گروهى از كسان از كداء وارد شود و بعضى مسلمانان پنداشته‌اند كه آن روز وقتى سعد وارد مىشد مىگفت : « امروز روز جنگ است ، امروز حرمت از ميان برمىخيزد . » و يكى از مهاجران اين سخن بشنيد و گفت : « اى پيمبر خدا بشنو سعد بن عباده چه مىگويد ، بيم داريم كه به قرشيان تازد . » و پيمبر به على بن ابى طالب گفت : « به سعد برس و پرچم را از او بگير و آن را به مكه ببر . » و هم از عبد الله بن ابى نجيح روايت كرده‌اند كه پيمبر خدا به خالد بن وليد گفت با گروهى از پايين مكه در آيد و او بر پهلوى راست سپاه بود و قوم اسلم و غفار و مزينه و جهنيه و بعض قبايل ديگر جزو گروه خالد بود و ابو عبيدة بن جراح با صف مسلمانان پيشاپيش پيمبر وارد مكه شد و پيمبر از اذاخر در آمد و خيمهء او را بالاى مكه زدند . عبد الله بن ابى بكر گويد : صفوان بن اميه و عكرمة بن ابو جهل و سهيل بن عمرو گروهى را در خندمه فراهم آورده بودند كه جنگ كنند و حماس بن قيس بكرى از آن پيش كه پيمبر در آيد سلاحى آماده كرده بود و آن را تيز مىكرد و زنش به دو گفت : « اين را براى چه آماده مىكنى ؟ » حماس گفت : « براى محمد و ياران او » گفت : « گمان ندارم چيزى با محمد و ياران وى مقاومت تواند كرد . » گفت : « و اميدوارم كه يكى از آنها را براى خدمت تو بيارم . » حماس با صفوان و سهيل و عكرمه در خندمه بود و چون مسلمانان با آنها رو به رو شدند جنگى رفت و كرز بن جابر و خنيس بن خالد كه با سپاه خالد بن وليد بودند و از او جدا شده و راه ديگر گرفته بودند كشته شدند . خنيس پيش از كرز كشته شد و كرز كشتهء او را ميان دو پاى خويش نهاد و جنگيد تا كشته شد . از قوم جهنيه نيز كه با